تبليغاتX
๑ ۞ ๑ محــشر ๑ ۞ ๑ - 29- پلسپولیس

املوز موسابقه ی فوتبال پلسپولیس و استخلال بود...پلسپولیس یهنی آدمایی که لباس قلمز بپوشند...استخلال هم یهنی آدمایی که لباس آبی بپوشند...!!! بابا می گوفت این بازی خیلی موهمه...به خاطل همین همه خونه ی ما جمع شوده بودن تا بازی و از تیویلیزیون ببینن...! خاله صهبا هم کولی توخمه آوولده بودتا همه بوخولیم... شیلا هم یه پلچم قلمز با یه دونه بوق گونده آوولده بود و هی سل و صدا می کلد...!

دیلوز مملی تو مهد گوفتش که می خواد با باباش بله ولزشگاه و از اونجا بازی لو تماشا کونه...! بهد به من گوفت که یه لباس قلمز می پوشه که تو وسط تماشاگلا مهلوم باشه و من از تیویلیزیون بتونم اونو ببینم...! ولی نمیدونم چلا همه ی تماشاگلا لباس قلمز پوشیده بودن...من نتونستم مملی لوپیدا کونم...قلال بود لو یه پالچه ی قلمز بنویسه "محشل" و ببله ولزشگاه تا من از تیویلیزون ببینم...!!!

شیلا میگوفت که کامی هم میخواس با باباش بله ولزشگاه...ولی باباش قبل از بازی اونو توجیه کلده که به تیم موخالف و داول فوحش نده و فقط تیم محبوبشو تشویخ کونه...کامی هم همون موقع یه فوحش زشت به یه بازیکون داده بود...باباش هم اونو با خودش نبلده بود ولزشگاه...فوحشه انقد زشت بود که شیلا لوش نشد بگه...!

تو خونه ی ما همه به جز عمو مانی پلسپولیسی بودن...بازی که شولوع شد اول استخلال یه گول زد بهد عمو مانی پلید تو هوا...بهد پلسپولیس یه گول زد... بهد بابا پلید تو هوا...بهد دوباله پلسپولیس گول زد و همه پلیدن تو هوا ...بابا ازخوشحالی اشتباهی خاله صهبا لو گلفت تو بفل و فشال داد...بهد شیلا اومد کنال بابا نشست که اگه باز پلسپولیس گول زد بابا اشتباهی اونو بغل کونه...!!!

پلسپولیس بلنده شود...چونکه دو گول زد و استخلال یه گول زد...چون دو از یک بیشتل هست پس پلسپولیس بلنده شود...بابا انقد خوشحال بود که همه لو بوسید، حتی مامان شیلا لو...عمو مانی هم خیلی عصبانی بود ، کالد میزدی تو خونش دیگه دل نمی اومد...بابا از بس که جو گلفته بودش همه لو به شام دعوت کلد...!!!

+ نوشته شده دل  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 20:4  توسط محشر باستانی  |