املوز عصل من با شیلا با دو تا از دوستاش لفتیم سینما
...سینماهه خیلی از خونه ی ما دول بود...یکی از دوستای شیلا اسمش" آذین" بود و یکی هم" کامولویا "
...من از اول تا آخل فیلم خواب بودم
...بهد که فیلمه تموم شود لفتیم پالک و بستنی خولدیم
...بهد آذین و کامولویا خودافظی کلدن و لفتن خونه، چونکه دیگه شب شوده بود...ما هم سوال اتوبوس شودیم تا بلیم خونه...!
توی اتوبوس چون قسمت خانوما کولی شولوخ بود منو شیلا از زیل اون میله هه لفتیم تو قسمت آقاها وایسادیم
...بهد تو وسطای لاه یه آقایی تو شولوخی دستشو گوذاشت به یه جای بد شیلا و فشال داد
...بهد شیلا یه فوحش بهش داد که من ندونستم یهنی چه
...بهد دوباله اومدیم تو قسمت خانوما...!
بهد که کولی تو اتوبوس بودیم شیلا از پنجله بیلون لو نیگا کلدو گوفت:اینجا کوجااااااس... فکل کونم اتوبوس لو اشتباهی سوال شودیم
...! بهد که اتوبوس وایساد ما پیاده شودیم
...! بهد شیلا گوفت: وااااااای...گوم شدیم محشل...حالا چیکال کونیم...!؟ من گوفتم: نمیدونم
...بیا گلیه کونیم
...!
بهد اومدیم کنال خیابون وایسادیم تا با تاکسی بلیم...هی آدمای مهلبون جولو پامون تلمز میکلدن و هی بوخ میزدن تا ما لو ببلن خونه
!...انگال میدونستن که ما گوم شودیم
...ولی نمی دونم چلا شیلا هی لوشو میکلد یه طلف دیگه و سوال نمیشود
...بهد یه ماشین خالجکی خوگشل نزدیک ما تلمز کلد
...بهد یه پسله ای که موهاش سیخ سیخی بود از ماشین پیاده شد و دل عخب ماشین لو باز کلد و گوفت: خانووووم دل خدمت باشیـم...!بهد من توند دویدمو سوال شدم...ولی شیلا اومد دستمو گلفت و پیادم کلد
...!
بهد شیلا با موبایل یه خانومه زنگ زد به بابا تا با ماشین بیاد دنبالمون...شیلا خیلی تلسیده بود چونکه دیگه خیلی شب شوده بود
...ولی من اصلا" نتلسیده بودم...به خودا لاس میگماااااااا
...فقط خیلی جیش داشتم
...! وختی بابا لسید شیلا توند پلید تو بغل بابا و گلیه کلد...ولی من نلفتم چون دیگه شلوالم خیس شوده بود
...!!!